احمد بن محمد حسينى اردكانى
127
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
سوم آنكه اين جسم مجموع طول و عرض و عمق جسم است . و بر اين وارد مىآيد [ 37 ] كه اين ابعاد به نعت كثرت در جسم موجود نيستند ، و جسم تعليمى از موجودات خارجيه بالفعل است . چهارم آنكه در جسم يك اتّصال موجود است و منسوب است به صورت جسميّهء بالذّات و به مقدار تعليمى بالعرض . و اين قولى است مجمل . و اگر مراد به آن اين است كه نفس تعيّن امتداد جسم و تحدّد انبساطش جسم تعليمى است لازم مىآيد كه از مقولهء كم نباشد . و اگر مراد اين است كه جوهر امتداديّه با تعيّن امتدادات ، يعنى با حيثيّت مذكورهء جسم تعليمى است ، يعنى در جسم يك ممتد بيش نيست ، پس اگر آن را على الاطلاق اعتبار نماييم بدون تعيّن امتدادات ، تعيّنى مقدارى ، خواه مقدار مطلق خواه مقدار مخصوص ، به اين اعتبار صورت جسميّه و جوهر است . و اگر آن را اعتبار نماييم از آن حيثيّت كه متعيّن به تعيّنى مطلق بوده باشد جسم تعليمى مطلق است ، و اگر به تعيّن مخصوصى اعتبار شود جسم تعليمى مخصوص است . و بر اين قول لازم مىآيد كه جسم تعليمى عرض نباشد ، بلكه مركّب باشد از جوهر كه جسميّت است و عرض كه تعيّن امتداد است ، پس نه جوهر است و نه عرض ، بلكه معنىيى موجود به موجود حقيقى كه وحدت حقيقيّه داشته باشد نيست . پس امرى است اعتبارى صاحب وحدت اعتباريّه ، و از اقسام جوهر و عرض نخواهد بود ، زيرا كه وحدت در تقسيمات معتبر است . و يكى از محققين گفته است كه : « حق آن است كه جسم تعليمى چيزى است ممتد متعيّن الامتداد به حيثيّتى كه مساحت كرده مىشود لذاته به تكرار مكعّب واحد يا آنچه در حكم مكعّب باشد . و جوهر بودن داخل در مفهوم اين ممتد نيست ، چنان كه هيچ يك از جوهر بودن و عرض بودن داخل در مفهوم هيچ يك از مشتقّات نيست اگر چه در وجود منفك از يكى از اين دو نمىتوانند بود . پس امتداد موجود در جسم اگر به اطلاق اخذ شود مقوّم [ جسم ] و محصّل هيولى است و اگر متقدر و متعين در جهات مأخوذ گردد با قطع نظر از آنكه جزء جسم و صورت هيولى است بالذّات داخل [ 38 ] در تحت مقولهء كم است . و مفهومش از اعتبار جزئيّت جسم و مقوميّت هيولى خالى خواهد بود ، زيرا كه بودن چيزى